داستاني شگفت از زني كه جز قرآن نمي‌گفت!

داستاني شگفت از زني كه جز قرآن نمي‌گفت!

از ابوالقاسم قشيرى نقل شده كه در باديه زنى را تنها ديدم گفتم كيستى؟ جواب داد: « وَقُلْ سَلاَمٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ »  ( و بگو به سلامت! پس زودا كه بدانند.) (1) از قرائت آيه فهميدم كه مى گويد اوّل سلام كن سپس سؤال كن كه سلام علامت ادب و و ظيفه و ارد بر مورود است. به او سلام كردم و گفتم در اين بيابان آن هم با تن تنها چه مى كنى؟ پاسخ داد: « مَن يَهْدِ اللهُ فَمَا لَهُ مِن مُضِلٍّ » (وهر كه را خدا هدايت كند گمراه كننده اي ندارد.) (2) از آيه شريفه دانستم راه را گم كرده ولى براى يافتن مقصد به حضرت حق جلّ و ...

ادامه مطلب
در دسته: قرآن کریم | نویسنده: مجید نقی زاده | نوشته شده در:پنج‌شنبه 22 مارس 18 | بازدید: 245 بار